تبليغاتX
روزی روزگار - سربازی.............

روزی روزگار

دست نوشته های یک ولگرد کنجکاو

سربازی

واژه ای که روزی همه پسرها زیاد آن را به کار می برند.

تقدیری اجباری که روزی نصیب همه پسرها می شود.

و اما به چه دلیل مقدس؛ به خاطر جبر آن، یا به خاطر بودن با آن؛ و من پسری که این توفیق اجباری و تقدیر جبری، اما غیر مقدس به سراغش آمده و روز 18 بهمن ماه سال 1385  ساعت 6 صبح اعزام می‌شوم به جایی که نمی دانم کجاست.  جالب تر اینکه به عنوان نیروی مازاد شناخته شدم. بر همین اساس باید به سازمان نظام وظیفه بروم تا اینکه شاید پادگانی درخواست نیرو کند و من را به آنجا بفرستند، به خاطر همین حتی خود آنها هم نمی دانند که من به سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و یا صنایع دفاع اعزام می شوم.

راستش برایم خیلی سخت است به چند دلیل از جمله : باید سال ها تلاشم در عرصه خبر را کنار بگذارم. بنابر این دیگر به هیچ کجا دسترسی ندارم که بدانم چه خبر است و  بنویسم. شاید تا مدت نامعلومی دیگر این وبلاگ به روز نشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت   توسط حامدشفیعی  |