تبليغاتX
روزی روزگار

روزی روزگار

دست نوشته های یک ولگرد کنجکاو

مطلبی را که امروز برای نوشتن انتخاب کرده‌ام بسیار قابل توجه و تامل برانگیز است و قضاوت در مورد آن را به عهده شما می گذارم.

دو نفر از همکاران من ( البته بسیار با تجربه و با سابقه تر از من هستند ) به خرم آباد رفتند. اینها در یکی از میادین شهر بودند که پلیس آنها را دستگیر و به کلانتری می برد. ظاهرا در این شهر پلیس هر از گاهی به صورت انتخابی , کاری هم به قیافه و مسایل دیگر ندارد و عده ای را به بهانه های مختلف دستگیر می کند و اینکه برای چه مقاصدی .... بماند.

در کلانتری پلیس از آنها می خواهد که به او مقداری پول داده تا پلیس کاری به کار آنها نداشته باشد. همکاران گرامی بنده و از جمله خبرنگاران و روزنامه نگاران در چنین مواقعی که غیرت حرفه ای شان گل می کند مخالفت کرده و لب به اعتراض می گشایند. به همین دلیل آقای نظامی مسوول بسته ای را از زیر میز خود در می آورد و آن را روی میز می گذارد و می گوید که این مال شماست و برای دوستان ما پاپوش درست می کند. بعدا دوستان متوجه شوند آن بسته حاوی ماده مخدر از نوعی هرویین فشرده بوده است. شخص نظامی هم یکی از همکاران را که خیلی به این قضیه معترض بود را دستگیر کرد. حتی می خواست برای او حکم 5 سال زندان را بدهد. خلاصه اینکه دوست ما به مدت 24 ساعت بازداشت شد و با تماس ها و پیگیری ها بالاخره قضیه تمام شد.

این خلاصه ماجرایی بود که اتفاق افتاد. دوست دارم نتیجه اخلاقی و برداشتی که می کنید از این نوشته را به عهده خود شما بگذارم.

راستی این مدت که وبلاگ را به روز نکردم دلیلش این بود که برای یک ماموریت کاری به اصفهان رفته بودم ( پنجمین نمایشگاه تکنولوژی اطلاع رسانی و ارتباطات اصفهان)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/29ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

بزرگترین قرارداد تاریخ صنعت نفت وگاز کشور دچار فامیل بازی افراد شاخص دولت نهم شد.

قرارداد صادرات گاز کشورمان به کشور چین که دارای ارزش 100 میلیارد دلاری است توسط علی سعیدلو معاون اجرایی دولت به علی خیراندیش ، شوهر خواهر هاشمی ثمره (مشاور عال رییس جمهور) واگذار شد.

این قرارداد که "NIOC LNG" نام دارد بزرگترین قرارداد صنعت نفت و گاز کشور است که در طول تاریخ کشورمان قرارداد بی سابقه ای محسوب می شود به گونه ای که ارزش آن برابراست با دو سال درآمد فروش نفت کشور.

علی خیراندیش، شوهر خواهر هاشمی ثمره بدون هیچ سابقه ای در صنعت نفت ، پیش از این در کار ساخت وساز ساختمان های مسکونی فعالیت می کرده است.

لازم به ذکر است هاشمی ثمره (مشاور عالی رییس جمهور) ، مجتبی هاشمی ثمره (معاون اداری مای وزارت صنایع) مهدی هاشمی ثمره (معاون وزیر نیرو)هر سه برادر وخواهر زاده های محمد رضا باهنر(نایب رییس مجلس) هستند.

 

+++

منبع: عارف نیوز

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/21ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

معلم چو ناگه آمد، كلاس

چو شهر فروخفته خاموش شد

سخن هاي ناگفته در مغزها

به لب نارسيده فراموش شد

 *****

معلم ز كار مداوم مدام

غضبناك و فرسوده و خسته بود

جوان بود و در عنفوان شباب

جواني از او رخت بسته بود

 *****

سكوت كلاس غم آلود را

صداي درشت معلم شكست

زجا احمدك جست وبند دلش

از اين بي خبر بانگ نا گه شكست

*****

بيا احمدك درس ديروز را

بخوان تا ببينم كه سعدي چه گفت

ولي احمدك درس نا خوانده بود

به جز آنچه ديروز از آدم شنفت

 *****

زبانش به لكنت بفتاد و گفت

بني آدم اعضاي يكديگرند

وجودش به يكباره فرياد زد

كه در آفرينش ز يك گوهرند

 *****

در اقليم ما رنج بر مردمان

زبان دلش گفت بي اختيار

چو عضوي به درد آورد روزگار

در عضوها را نماند قرار

*****

تو كز، تو كز ... واي يادنش نبود

جهان پيش چشمش سيه پوش شد

نگاهي به سنگيني از روي شرم

به پايين فكند و خاموش شد

 *****

چرا احمد كودن بي شعور

نخواندي درس ‌آسان بيان

معلم بگفت به لحن گران

مگر چيست فرق تو با ديگران

 *****

عرق از جبين، احمدك پاك كرد

خدايا چه مي گويد آموزگار

نمي داند آيا كه در اين ديار

بود فرق بين دار و ندار

 *****

كه آنان به دامان مادر خوشند

و من بي وجودش نهم سر به خاك

به ايشان به جز مهر و لطف وخوشي

به من زندگاني زده سر ز چاك

 *****

به مال پدر تكيه دارند و بس

ولي من نشينم به اجبار و ترس

كنم با پدر پينه دوزي و كار

ببين، دست و بالم پر از پينه اس

 *****

معلم چو كوهي ز جا كنده شد

كه اين موج خشم پر از كينه است

به من چه كه مادر ز كف داده اي

به من چه كه دستت پر از پينه است

 *****

رود يك نفر سوي ناظم كه او

به همراه خود يك فلك آورد

نماينم از پر از پينه پاهاي او

ز چوبي كه براي كتك آورد

 *****

ز چشمان احمد فرو ريخت اشك

ولي اشك خود از معلم نهفت

ز چشمان او كور سويي جهيد

به ياد آمدش سعدي و گفت:

 *****

ببين، يادم آمد كمي صبر كن

تامل خدا را تامل دمي

تو كز محنت ديگران بي غمي

نشايد كه نامت نهند آدمي

 

+++

منبع: استاد یوسفی نسب با همکاری و تصحیح حمیدرضا باغلو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/18ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام ، ديگر دريا را نديده بود و محنت کشتی نيازموده ، گريه و زاری درنهاد و لرزه براندامش اوفتاد. چندانکه ملاطفت کردند آرام نمی گرفت و عيش ملک ازو منغص بود ، چاره ندانستند . حکيمی در آن کشتی بود ، ملک را گفت : اگر فرمان دهی من او را به طريقی خامش گردانم . گفت : غايت لطف و کرم باشد . بفرمود تا غلام به دريا انداختند . باری چند غوطه خورد ، مويش را گرفتند و پيش کشتی آوردند به دو دست در سکان کشتی آويخت. چون برآمد به گوشه ای بنشست و قرار يافت . ملک را عجب آمد. پرسيد: درين چه حکمت بود ؟ گفت : از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامتی نمی دانست ، همچنين قدر عافيت کسی داند که به مصيبتی گرفتار آيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/17ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

امروز مراسم اختتامیه و روز پایانی نخستین گردهمایی مدیران و مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با حضور احمدی نژاد رییس جمهور برگزار شد.

 در دو روز گردهمایی مدیران سراسر کشور آمده بودند تا با یکدیگر تبادل نظر کنند و به تشریح عملکرد سازمان خود بپردازند. امسال موضوع گردهمایی حول محور مخابرات، پست و پست بانک بود. در این دو روز همه آمدند. از رییس مجلس گرفته تا فرمانده سپاه و نماینده حزب الله در ایران و برخی دیگر از شخصیت های سیاسی. خلاصه اینکه هر چی که می خواستی در این گردهمایی رسمی پیدا می شد. اما جالب ترین قسمت این برنامه که در مراسم اختتامیه و بعد از رفتن رییس جمهور اتفاق افتاد، اهدا تقدیرنامه بود.

روز اول این گردهمایی برگه هایی را دادند که در آن مشخصات، قد، وزن، میزان تجربه به سال، تعداد سفرهای خارجی، مشخصات خود فرد و ..بود. این سووال برای همه مطرح شد که چرا این برگه با این نوع سووال ها داده شده است. اما بالاخره در روز اختتامیه مشخص شد. قرار بود در مراسم اختتامیه از وزیران سابق وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تقدیر شود که البته وزرای سابق هم نیامدند. ولی مراسم بدون آنها هم برگزار شد. در ابتدا همه فکر می کردند که شوخی است اما قضیه کاملا جدی بود. بله آقایان در این مراسم از چاق ترین مدیر، لاغرترین مدیر، با تجربه ترین و کم تجربه ترین، کم سن ترین و مسن ترین و .. خلاصه الی آخر تقدیر کردند و به آنها لوح داند. این بود نتیجه دو روز برگزاری نخستین گردهمایی مدیران و مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات. البته در این دو روز صحنه های جالب و طنز آمیز دیگری هم اتفاق افتاد که به دلیل کم طاقتی دوستان نمی نویسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت   توسط حامدشفیعی  |