تبليغاتX
روزی روزگار

روزی روزگار

دست نوشته های یک ولگرد کنجکاو

 تجارت يكي از مهم‌ترين و اثرگذارترين اهرم‌هاي توسعه اقتصادي يك كشور در عرصه بين‌المللي است و كشورها با مبادله كالا ميان يكديگر، علاوه بر معرفي كالاهاي خود، زمينه رشد و ارتقاي سطح كمي و كيفي توليدات را نيز فراهم مي‌آورند. در اين راستا در اختيار داشتن ابزارها و اتخاذ سياست‌هاي مناسب مي‌تواند به شكوفايي تجارت بين‌الملل و همچنين رشد اقتصادي كمك قابل توجهي كند. توسعه همكاري دو جانبه با كشورها يكي از راهكارهاي مناسب براي افزايش و توسعه تجارت است. البته برقراري اين رابطه دو جانبه نيز نيازمند مولفه‌هايي است كه شناخت بازار هدف، بعد مسافت و سيستم حمل و نقل از جمله اين موارد محسوب مي‌شود.

كشور ايران به دليل داشتن جايگاه ويژه اقتصادي در منطقه و روابط بين‌الملل خود با كشورهاي همجوار، به ويژه كشورهايي كه به لحاظ بعد مسافت دور هستند با چالش‌ براي توسعه تجارت خود مواجه است

 كشورهاي آمريكاي لاتين، از جمله كشورهايي هستند كه ايران مراودات دوستانه‌اي در زمينه‌هاي گوناگون از جمله تجارت دارد. اما وجود برخي مشكلات از جمله فقدان سيستم حمل و نقل مناسب وجود مشكلات گمركي و فقدان سيستم بانكي مناسب تا حدودي مسير توسعه تجارت با اين كشورها را ناهموار مي‌كند.

نكته حايز اهميت ديگر كه در اظهارات دكتر ضعيمي، معاون بررسي بازار و بازاريابي سازمان توسعه تجارت ايران، به عنوان يكي از مهم‌ترين مشكلات توسعه نيافتگي تجارت مطرح شده، كمبود وسايل ارتباطي و مخابراتي به منظور گسترش تجارت دو جانبه با كشورهاي آمريكاي لاتين است.

بر همين اساس است كه اين سازمان اقدام به برپايي يك گردهمايي با عنوان آسيب‌شناسي توسعه تجارت ايران با حضور نمايندگان بانك مركزي، وزارت بازرگاني و برخي بازرگانان و توليدكنندگان و صادركنندگان كرده است.

موضوع قابل طرح در اين باره پيدا كردن راهكارهاي مناسب براي افزايش همكاري‌هاي دوجانبه با آمريكاي لاتين است و نكته از قلم افتاده از نگاه مسوولان برگزاري، فناوري اطلاعات و ارتباطات به منظور برطرف كردن مشكلات پيش روي آنها است.

استفاده از فناوري اطلاعات در تجارت و ظهور يك نظام تجارتي نوين به نام تجارت الكترونيكي در واقع با هدف برطرف كردن بعد مسافت، شفاف كردن فرآيند تجارت، فراهم آوردن زمينه‌هاي تفاهم تجاري في‌مابين و شناخت بازار كشورها و محصولات آنها است. اگر چه كشور ايران به دليل داشتن برخي موانع هنوز به خوبي نتوانسته نظام بانكداري الكترونيكي خود را در سطح بين‌الملل گسترش دهد؛ اما بيان و طرح موضوع تجارت الكترونيكي و استفاده از فناوري اطلاعات در اين گردهمايي كه مي‌خواهد به بررسي آسيب‌هاي توسعه نيافتگي تجارت دو جانبه بپردازد، مي‌توانست از دغدغه‌هاي مسوولان دو كشور براي روابط تجاري خود بكاهد.

بنابراين مي‌توان اين گونه بيان كرد كه اگر مسوولان در مناسبت‌هاي تجاري خود با كشورها و هنگام عقد قراردادهاي تجاري، مقاوله‌نامه‌ها و توافق‌نامه‌ها، كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات و همچنين استفاده از تجارت الكترونيكي را مدنظر قرار دهند، آن وقت در همايش ديگري كه مي‌خواهد باز هم به بررسي آسيب‌ها بپردازد، ديگر مسايلي مانند كمبود وسايل ارتباطي و مخابراتي، عدم تفاهم تجاري و فقدان سيستم مناسب بانكداري مطرح نخواهد شد.

+++

منبع: این یاداشت من است که در ۱۳ آذرماه در روزنامه فناوران اطلاعات به چاپ رسید

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

چندي پيش نشستي به منظور بررسي مسايل درياي خزر به ميزباني ايران و با حضور كشورهاي حاشيه درياي خزر برگزار شد. آنچه در اين نشست گفته شد از جايگاه ويژه اي برخوردار است اما نكته قابل تامل و موضوعي كه نظر مرا به خود جلب كرد، براگزاري جشن تولد براي پوتين بود. البته ابن مساله توجيهاتي را براي خود دارد كه براي برگزاركنندگان بسيار مهم است. اول اينكه از زمان انقلاب اين نخستين رييس جمهور يك كشور قدرتمند ( يكي از اعضاي 8 كشور صنعتي جهان ) است كه به ايران آمد. از طرفي سياست پاچه خواري براي جلب حمايت و زضايت روسيه در قبال فعاليت هاي ديپلماسي ايران در زمينه انرژي هسته اي مي تواند از جمله دلايلي باشد كه مسوولان را بر آن داشت كه دست به چنين عملي بزنند. نكته ديگر اينكه اگر ياددتان باشد، چندي پيش اعضاي سفارت انگلستان به خاطر اينكه براي ملكه خود مراسم جشن تولد برگزار كردند، مورد اهانت هاي مختلف و برخي عكس العمل هاي تندور قرار گرفتند،‌اين درحالي است كه همين مسولان براي آقاي پوتين جشن تولد مي گيرند، آن هم چه مراسم  كه در آن ] .... [ . آخر اينكه دستگاه ديپلماسي ما به چه روزگاري افتاده كه براي جلب راضايت در عرصه بين الملل، جشن تولد برگزار مي شود؛ شايد اين هم سياست جديدي است كه قرار است آقايان ابداع كننده آن باشند؛ حالا بماند كه آقاي پوتين كيك جشن تولد رو خورد و حرف هاي هشداردهنده در مورد عملكرد جمهوري اسلامي را زد و رفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/29ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

سازمان شفافیت بین‌الملل گزارش سالانه خود را درباره دامنه فساد مالی و اداری در کشورهای مختلف جهان، منتشر کرد.

براساس این گزارش کشورهای دانمارک، فنلاند و سنگاپور با شاخص عددی 1 دارای کمترین نیزان فساد هستند.

همچنین کشورهای برمه و سومالی با شاخص‌های عددی 179 در پایین‌ترین رده قرار دارند. در عین‌حال کشور ایران با شاخص عددی 131 محاسبه شده معادل شاخص‌های تعیین شده برای کشورهای بروندی، هندوراس، لیبی، نپال، فیلیپین و یمن است.

گفتنی است کنوانسیون سازمان ملل علیه فساد در اکتبر 2003 جنبه اجرایی یافت و تاکنون 140 کشور جهان از جمله تاجیکستان به آن پیوسته‌اند؛ اما ایران و افغانستان آن را امضا نکرده و به کنوانسیون نپیوسته‌اند.

+++

منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/06ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

این مطلب خودم است که در شماره ۵۱ هفته نامه نواندیش شهرستان بیرجند با عنوان روزنگار یک خبرنگار به چاپ رسید. قرار بر این شده بود که من در این هفته نامه ستونی با عنوان روزنگار یک خبرنگار داشته باشم و رویدادهای شهر را که می بینم یا برایم اتفاق می افتد بنویسم. البته چندتای دیگه هم نوشته ام.

++++

گویند در دوره زمانه ای که چندان هم از ما دور نبود، افرادی بودند دعا نویس که هرچه از آنها بگویم، کم گفته ام و زبان یاری نتوان کرد؛ عمرا و ابدا. آنچه خواهم گفت صرفا من باب موضوعی است در همین راستا و بس و هیچگونه قصد و غرضی نیست، جز این.

آنان افرادی هستند که دعاها به دلیل اینکه به مرور زمان، کاغذ فرسایش پیدا کرده، بازنویسی می کنند.

آنها افرادی هستند قلم به دست که از مسایل روز و بازار بدور  بودند. اگرچه جویای نان هم بودند؛ با کلماتی مانند تکدی گری هم آشنایی نداشتند وحتی به گوششان هم نخورده بود، مثل ما! اصلا خبری از آن نبود که روزی نوشته هایشان به دست کودکان بیفتد. کودکان بازیگوش نیز به دنبال فروش این ادعیه ها با روز و گیر سه پیچ و امثالهم نبودند؛ ما هم که ندیدیم! دعانویسان شاید فکر نمی کردند روزی قلم ها و جوهرهای آنها تبدیل به ماشین تحریر شده و کار یک روزه آنها را در یک ساعت انجام دهند. القصه، ماجرا این است که روزی کودکی دست فروش و ادعیه به دست به سراغم آمدند. با هر ترفندی که در حرف زدن بلد بود می خواست من را برای خرید یکی از دعاها قانع کند. هرچه می گفت جوابش می کردم. یا می گفتم دعا را بلدم یا اینکه دعا را دارم. او سمج بود و من سمج تر از او. به نظر می رسد که این دوره های حاضرجوابی را به خوبی گذرانده اند؛ چون در همین بده بستان کلامی، سریعا دعایی را از لابه لای دیگر دعاها بیرون آورد و گفت: این دعا را بخر، مطمئنم این دعا را نداری، آخه تازه به بازار آمده! مات و مبهوت ماندم؛ دیگر نتوانستم جوابش را بدهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

روزی تیتری روزنامه اعتماد را خواندم که نوشته بود " کلکسیون شغل های الهام تکمیل شد" این تیتر و تیترهای دیگر در این دولت که در خصوص شغل هایی است که آقای احمدی نژاد به مجموعه خود می دهد ( از جمله سیعدلو )، ذهن من را به خود مشغول کرد و مرا به یاد کتابی انداخت. این کتاب اگر چه قدیمی است ولی وصف الحال امروزی دارد. چراکه گاهی کتاب های تاریخی اگرچه مربوط به دوره ای چند صدساله قبل بوده اند اما فرا زمانی بوده و می توان مصداق امروزی برای آن پیدا کرد.

حتما نام کتاب سیرالملوک ( سیاست نامه ) خواجه نظام المک طوسی را شنیده اید. این کتاب در باب حکومت داری و مملکت داری نوشته شده و بسیار زیبا و قابل تامل است. در فصل چهل و یکم این کتاب با عنوان : " اندر آن معنی که دو عمل یکی مرد را نافرمودن " بسیار زیبا به چند شغله بودن و بی کفایتی برخی مدیران اشاره دارد که در ادامه قسمتی از آن را آورده ام.

" ..... پادشاهان بیدار و وزیران هوشیار، به همه روزگار، هرگز دو شغل یک مرد را نفرموده اند، تا کارهای ایشان به نظم و با رونق بودی..."

".... و هر آنگاه که وزیری بی کفایت باشد و پادشاه غافل، نشانش آن باشد که یک عامل را از دیوان دو عمل فرمایند یا سه یا پنج و هفت...."

جالب اینکه این گفته چندی قبل آقای فیضی  مدیرعامل شرکت مخابرات ایران در دیداری که از روزنامه فناوران اطلاعات داشت بیان کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

سلام

بازگشتم نه برای همیشه بلکه باز باید برگردم نه در این شهر، در جایی دیگر؛ جایی که تا به جال اسمش را نشنیده بودم و حتی مسیر رسیدن به آن را نمی دانستم. اما اینبار باید بدانم که این شهر در کجاست و از کجا باید گذشت تا به آن رسید. دوران آموزشی من با تمامی بدی ها و خوبی ها، شیرنی ها و تلخی ها تمام شد، اما باز دوران تازه ای از سربازی من شروع می شود. 27 فروردین ماه 86 پادگان بیرجند ( در استان خراسان ) جایی نزدیک مرز ایران و افغانستان. باید بروم و خود را به دست تقدیر نوشته شده انسان هایی بسپارم که نمی دانم چگونه انتخاب می کنند.

حرف های زیادی برای نوشتن و گقتن دارم. نمی دانم دیگر کی می توانم بنویسم ولی من امیدوارم به نوشتن دوباره هستم و مطمئنم که باز خواهم نوشت. پس تا نوشتنی دوباره .........

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

سربازی

واژه ای که روزی همه پسرها زیاد آن را به کار می برند.

تقدیری اجباری که روزی نصیب همه پسرها می شود.

و اما به چه دلیل مقدس؛ به خاطر جبر آن، یا به خاطر بودن با آن؛ و من پسری که این توفیق اجباری و تقدیر جبری، اما غیر مقدس به سراغش آمده و روز 18 بهمن ماه سال 1385  ساعت 6 صبح اعزام می‌شوم به جایی که نمی دانم کجاست.  جالب تر اینکه به عنوان نیروی مازاد شناخته شدم. بر همین اساس باید به سازمان نظام وظیفه بروم تا اینکه شاید پادگانی درخواست نیرو کند و من را به آنجا بفرستند، به خاطر همین حتی خود آنها هم نمی دانند که من به سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و یا صنایع دفاع اعزام می شوم.

راستش برایم خیلی سخت است به چند دلیل از جمله : باید سال ها تلاشم در عرصه خبر را کنار بگذارم. بنابر این دیگر به هیچ کجا دسترسی ندارم که بدانم چه خبر است و  بنویسم. شاید تا مدت نامعلومی دیگر این وبلاگ به روز نشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت   توسط حامدشفیعی  |